آلبرت امكان يافت دريابد كه مناطق خشكي بهمرور زمان سرانجام بهداخل دريا شسته ميشوند، جز اين كه قارهها بهخاطر تجديد تعادل كه بر اثر فرسايش بر هم خورده، به تناوب بالا ميآيند.
بهعبارت ديگر، اگر در افكار مبهم او دقيق شويم، ميتوان طرحي خام از نظريهٴ تعادل پوستهٴ زمين را در آنها يافت.1
هاينريش لانگنشتاين، كه مانند آلبرت از بنيانگذاران و آغازگران دانشگاه وين بود، دربارهٴ منشأ حيات به تفكر پرداخت. وي كوشيد علت پيدايش خود بهخودي آفات مختلف (از قبيل موش و كرم گوشت) و حتي بيماريها را بهوسيلهٴ استدلالهاي اخترگويي توضيح دهد. قرانهاي اجرام سماوي خاصي ممكن است حتي موجب پيدايش نوع جديدي از انسان گردد! همين جسورانه بودن چنين افكاري منظرهٴ تازهاي از قدرت جاذبههاي اخترگويي بهدست ميدهد.
7. بوهميا. تعيين مليت موٴلفان لاتينينويس، اگر هم ناممكن نباشد، دشوار است. مثلاً، نميتوان دريافت كه آيا توماس سارِپتايي را بايد آلماني شمرد يا لهستاني، زيرا او به لاتيني نوشته است. ولي وقتي يك بوهميايي بهزبان بوهميايي خودش (چك) مينويسد، بايد او را بوهميايي بخوانيم.
دو نويسندهٴ چك اين عصر درخور توجه مورخ علوم طبيعياند. يان فلاشكا در سال 1394 حماسهاي در باب حيوانات وحشي سرود بهنام شوراي جديد. چند سال بعد، كريستيان پراكاتيسي پزشك و رياضيدان گياهنامهاي نوشت، كه در آن قريب 156 گياه فهرست شده بود.
اين دو نوشته احتمالاً از نظر زبانشناسي بيش از جنبهٴ علمي ارزش دارند.
8. بيزانس. يك منظومهٴ مفصل يوناني (بيش از 3,000 بيت) كه نام معروف مليتنيوتس را بر خود دارد، به بحث از اقسام موضوعات اساطيري و طبيعي، بيشتر از سنگهاي قيمتي و كانيها پرداخته است. زبانشناس ممكن است آن را فرهنگ كانيشناسي بداند؛ ولي در واقع كشكول اطلاعات كانيشناسي در بيزانس است.
ب. يهود
يك يهودي كاتالونيايي بهنام اِن سليمان آستروك گاتينيو شرحي بر تورات نوشت از جمله شامل گزارشي از يك طاعون چركي كه در سال 1359 بروز كرد.